۲۵ سپندارمذ روز پایان شاهنامه و ۲۵ اردیبشهت روز فردوسی.
دیروزمان به تمام و کمال در خدمت فردوسی سپری شد.دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن که افتخار دیدارش را برای دومین بار داشتم شگفت زده شده بود از خیل عظیم جمعیت حاضر در کنار آرامگاه پرجلال و شکوه حکیم توس.می گفت روز وفات فردوسی هم مبارک است و هم نامبارک.مبارک از آن جهت که صله ی محمود غزنوی به دست فردوسی نرسید و نامبارکی اش به جهت از دست دادن چنین فرزانه ای.
همایش بزرگ دانش و خرد فردوسی ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت در دانشگاه فردوسی برگزار شد و بعدازظهر دیروز همه در شهر طابران توس جمع شدیم،در این میان سری هم به تنهایی غریبانه اما پرشکوه اخوان ثالث زدیم،کسی که زیر سایه ی سرو سایه فکن فارسی آرام گرفته است وکسی که در سالهای پایانی عمرش هیچ کس سلامش را پاسخ نگفت.
خانم دکتر فرخی را بین آن جمعیت دیدم بعد از چهارسال و او فقط از من می پرسید چیزهایی که از شاهنامه یادت دادم در دانشگاه دستت را می گیرد؟چه قدر شاد شدم از دیدار دوباره اش.
سال آینده دکتر محمدجعفریاحقی باعث و بانی همایش بسیار بزرگی برای فردوسی است،یک همایش بین المللی با حضور همه ی شاهنامه پژوهان از سراسر جهان،خدا قوت بدهد به این مرد که به گفته ی خودش به سه اعتبار فردوسی است ،اول اینکه اهل فردوس است،دوم اینکه عاشق فردوسی است و سوم اینکه در دانشگاه فردوسی تدریس می کند.
بچه ها می گفتند چرا همه برای اینکه سخن خود را آغاز کنند فقط با همین مصرع"به نام خداوند جان و خرد" شروع می کنند و من گفتم قند مکرر است.
نمی دانم چرا هرسال وقتی رئیس سازمان میراث فرهنگی خراسان رضوی می خواهد در ابتدای مراسم آن هم در کنار مقبره ی فردوسی پیام آقای رحیم مشایی به مراسم را بخواند حتما دو یا چند تپق می زند؟! آن هم تپق در خواندن ابیات فردوسی!؟ سال دیگر را خدا به خیر کند!
اینقدر تن فردوسی را نلرزانیم...
هر آن کس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین

